تبلیغات
سلام بر صبح

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

جمعه 5 آذر 1389

حساسیت به واژه "درب"

نویسنده: سعید صدرائیان   

نمی دونم لازمه که خودم رو به یک روانشناس معرفی کنم یا نه
ولی
من به واژه در و درب حساس شده ام
دیشب اخبار می گفت: "درب های حرم امیر المومنین تعویض شدند"
بی خودی گریه ام گرفت
این یک بیماری روانیه دیگه
راستی اگر کسی معمار اون درها رو می شناسه من یک سئوال دارم
می خواهم بدونم در ساخت آنها از این شیوه های مدرن که می گن بدون میخه استفاده کردند یا نه این درب ها هم میخ دارند؟
ولش کن اصلا به ما چه!!
من خودم رو به روانشناس معرفی می کنم تو هم اشک های چشمتو پاک کن
یا علی مددی



نظرات() 

دانشکده روابط بین الملل (یعنی دانشکده ی ما!! برای اونهایی که نمی دونند) یک سری سفر های دوره ای برای دانشجویان داره که به فرا خور حیطه مطالعاتی انتخاب می شه
دانشجویان آسیای جنوبی هم سفری به هند داشتند و من در خوف و رجایی عجیب چون عزیز ترین برادر دینی ما هم در این کاروان یک ماهه بود
این سپرایز (شگفتانه!!) از استاد محمد حسین انصاری نژاد تقدیم به همه ی آن دوستان بویژه احسان عزیز

شاعر تو چه می بینی، در معبد هندوها؟!

پژواک وداها را، با چرخش گیسوها
از تاج محل بنویس، از سند غزل بنویس
از ساحل جمنا بین، دریاچه ای از قوها!

دنباله شعر در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نظرات() 



 نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه
بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!

من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم

اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه

برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است

همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه

...و شاید من سر از کاخ عزیزی در می آوردم

اگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چاه

واما بیتی در حاشیهء این غزل:

مرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بود

چنان تحریم تنباکو برای ناصرالدین شاه

نظرات() 

پنجشنبه 4 آذر 1389

آقای مهربان غزل های من سلام

نویسنده: سعید صدرائیان   

این متن رو در جواب مطلب یکی از دوستان ساداتم در وبلاگش نوشتم

شاید قسمت بود اولین مطلب که روز غدیر نوشته می شه بوی سادات رو بده

سلام

دلم گرفته!

به همین سادگی!

آنقدر که شانه های خدا را برای گریه کردن احتیاج دارم.

کوهی از مشکلات بیابان کمرم را شکسته است

ادامه مطلب

نظرات() 

چهارشنبه 3 آذر 1389

سلام قولا من رب الرحیم

نویسنده: سعید صدرائیان   

سلام

امشب شب عید غدیره

عید همه بویژه سادات بزرگوار مبارک

تصمیم گرفتم پس از مدت ها کار در فضای سایبری این بار مثل بچه ی آدم با نام و مشخصات خودم ظاهر بشم

این هم یه جورشه

تا ببینم کار به کجا ختم می شه

راستش خواستم یه سهمی در این میدان مبارزه سایبری داشته باشم

فکرش از خیلی وقت پیش در ذهنم بود

منتظر یه موعد خواص بودم

با خودم وعده کردم شب عید عدیر یا علی رو بگم

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

یا علی

نظرات() 

دوشنبه 1 آذر 1389

نظرات شما

نویسنده: سعید صدرائیان   

از این قسمت می توانید نظرات عمومی خود را وارد کرده و یا با مسئول سایت در تماس باشید

نظرات شما() 

دوشنبه 1 آذر 1389

نظر برای "خرابات من"

نویسنده: سعید صدرائیان   

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :