تبلیغات
سلام بر صبح - غریب و حبیب

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

دوشنبه 4 مهر 1390

غریب و حبیب

نویسنده: سعید صدرائیان   

چه غربتی داشت بی تو، در این فضا نفس کشیدن.


بعد نوشت او: راه نفسم باز شد وقتی که آمدی.

بعد نوشت من: چقدر شبیه به هم می شوند آدم ها وقتی هم را دوست دارند

نظرات() 
امید
سه شنبه 5 مهر 1390 09:49 ق.ظ
خط اول رو که خوندم ، گفتم به به چه حال معنوی اونجا داشته ... دلداده حضرت حجت رو ببین ...
خط دوم رو که خوندم ، به خودم و خودت خندیدم ...
بد نوشت (درست نوشتم غلط املایی نداره) : هنوز دارم به خودم و خودت و خودش می خندم ... چه سریال تکراری شده این مجاز آباد ...
سنجاق قفلی
سه شنبه 5 مهر 1390 08:52 ق.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :