تبلیغات
سلام بر صبح - تذکر یک دوست عزیز (محرم دارد می آید عمو!!!)

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

دوست عزیزی در لفافه این تکته را یادآوری کردند که هیچ کجای این وبلاگ بوی آمدن محرم نمی دهد
تیتر محرم دارد می آید عمو!! زمزمه ی نفس لوامه بود با من پس از خواندن این نظر!
موافقم خواهر یا برادر عزیر
من هم به احترام شما عین نظر شما را به عنوان یک پست می آورم امسال شروع محرم ما به قلم شماست. آجرکم الله

سلام
ببخشید من یه نظر دارم، کجا بذارمش؟ راستش زیاد گشتم تو وبلاگتون جایی پیدا نکردم...

اما بعد به این نتیجه رسیدم که بی خیال جا!!! الان دیگه هر جا بذارمش جاش هست!!!
آخه مثل هر سال هنوز نرسیده بوش داره میاد...

شکر خدا که بوی محرم گرفته ام
در کوچه های سینه زنی دم گرفته ام

شکر خدا عبادت من روضه های توست
در دل دوباره هیئت ماتم گرفته ام

گاهی کنار روضه ات از دست می روم
با چشمهای پر شفق و غم گرفته ام

این آبروی نوکری هیئت تو را
از دستمال مشکی اشکم گرفته ام

دیگر هراس روز قیامت نمی برم
وقتی دخیلی از پر پرچم گرفته ام

با تربت تو کام دلم را گشوده اند
عمری اگر که بوی محرم گرفته ام

گفتم میان روضه از اعجاز چشمهات
دیدم رسیده ام به حوالی کربلات

شعر از یوسف رحیمی

نظرات() 
http://retacantu.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:47 ب.ظ
Wow that was unusual. I just wrote an extremely long comment
but after I clicked submit my comment didn't show up. Grrrr...

well I'm not writing all that over again. Anyways,
just wanted to say fantastic blog!
سید رضوان
جمعه 12 آذر 1389 02:29 ق.ظ
تقدیم به عشق
این دسته ها برای که تاسیس می شود
این ماه سال برای چه تقدیس می شود
شکرخدا که با کوله باری از گناه
در محفل عزای تو چشمم خیس می شود
امیدوارم قبول کنند.
رسول
جمعه 12 آذر 1389 01:45 ق.ظ
سلام آقا سعید
امیدوارم وبلاگت همیشه فضای معنوی داشته باشه. موفق باشی.
هادی
چهارشنبه 10 آذر 1389 09:34 ق.ظ
هو الحبیب

برادر ایمانی

آقا سعید

با سلام

چشمان خرد از دیدن پیوستن شما به جرگه وبلاگ نویسان به طرب و شادی افتاده است.
بی شک در فضایی که اندیشه ورزی در زیر سایه های سنگین اتهام اندیشه گریزان قرار دارد قلمی کردن اندیشه ها و بیرون کشیدن اندیشه ها از ضمیر ذهن و فکرت با دلو بیان مهمترین وجه ابراز دین داری و دین باوری است. چرا که دین از ابشخور اندیشه گی فربهی یافته و بستن چشمه های جوشان اندیشه به نزاری و خشکی دین می انجامد و نتیجه ان چیزی جز دین گریزی این بیماری جامعه نزار امروز ما نیست.
از اینکه دستان را از امور دیگر تهی کرده و جای انها قلم به دست گرفته ای خوشحالم.
امید دارم که انشاله با مراقبت از گفتار و پندار خود انچه می گویی سبب ثقلت میزان دارالحساب باشد.
یا حق
هم دانشکده ای
چهارشنبه 10 آذر 1389 12:29 ق.ظ
اینجاست دشت ناله حرم را بیاورید
حالا که زائرید سرم را بیاورید

این آفتاب سرخ تنم را سیاه کرد
ای هم عشیره گان قمرم را بیاورید

خورشید داغ کرببلا زخم می زند
من پاره پاره ام سپرم را بیاورید

چشم انتظار چشم توام خواهرم بیا
چشمم سفید شد بصرم را بیاورید

من یوسف غریبم و کنعان نشین عشق
یعقوب من بیا پسرم را بیاورید

کو پس کجاست فاتح صحرای شهر شام
دلتنگ او شدم ثمرم را بیاورید

قلبم برای دخترکم درد می کند
کو پس رقیه ام جگرم را بیاورید

سید محمد حسین حسینی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :