تبلیغات
سلام بر صبح - روضه ی بی وقت

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

پنجشنبه 7 مهر 1390

روضه ی بی وقت

نویسنده: سعید صدرائیان   

یه روز توی دبیرستان
یه مشک کشیدم کلی تیر بهش خورده بود
ولی خالی نشده بود
پر آب بود،
استادمون از اون رئالیست ها بود کلی داد و بیداد کرد
من هم زیر چشمی نیگاش کردم
و

گفتم آرزوم رو کشیدم

فقط نیگام کرد . . . نیگاش نکردم که اشک های یه مرد رو نبینم
همین!!

بعدنوشت: . . . ارکب بنفسی انت

نظرات() 
محمد
چهارشنبه 13 مهر 1390 01:24 ب.ظ
کاشکی میشد.
هانی
یکشنبه 10 مهر 1390 01:06 ب.ظ
من کیم؟ عبدی جسور و خیره سر
من کیم؟ بی خانمانی در به در
من کیم؟ کاسه بده دستی تشنه لب
من کیم؟ کهنه گدای نیمه شب

مطلبتون عالی بود
zahra sobhani
جمعه 8 مهر 1390 12:20 ب.ظ
بدون ماه بنی هاشم آسمان خالی است...
یاس
جمعه 8 مهر 1390 09:17 ق.ظ
آرزوم رو کشیدم...
پریسا
پنجشنبه 7 مهر 1390 09:54 ب.ظ
سلام.
اشک اشک اشک
همین...


دلم بین الحرمین میخواد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :