تبلیغات
سلام بر صبح - مهمان حبیب خداست

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

پنجشنبه 14 مهر 1390

مهمان حبیب خداست

نویسنده: سعید صدرائیان   

خونه دخترش چند تا پله می خورد
دخترش رو دم در می دید
می گفت نمی خوام مزاحمتون بشم جا به جایی این چرخ سخته
بعد از مادرت، همه فقط دلشون واسم می سوزه
شما تشریف بیارید منزل ما

نظرات() 
علیرضا میرزاپور
شنبه 16 مهر 1390 05:17 ب.ظ
سلام استاد عالیه حرف نداره
جمعه 15 مهر 1390 04:37 ب.ظ
سلام استاد
امین حاجی باشی هستم
وبلاگ مفیدی داشتید استفاده كردم
پاسخ سعید صدرائیان : سلام
ممنون امین جان
لطف کردید به ما سر زدید
سلام
جمعه 15 مهر 1390 02:44 ب.ظ
ولی باورتون میشه درد ها حتی از اینهمه هم بیشتره؟!!
وقتی می بینم این جانبازا شدن موش آزمایشگاهی... دیوونه میشم...
وقتی می بینم 5 تا جانباز تو کشورمون به دلیل مصرف دارویی که هنوز تست نشده بود می میرن می میرم...اول رو جانباز امتحان کردن...دیدن خطر مرگ داره بعد بی خیال شدن..
اسپره ها رو اول رو جانبازا امتحان میکنن جدیدا...
دردم از اینه که از شون تعهد میگیرن که اگر اتفاقی افتاد مسئول نیستیم... دردای ما یکی دو تا نیست داداش...
حقشون این نبود... اگه به مردی بود هم که اینا از همه مرد تر بودن... نامردی از ماست...
دیگه دارم منفجر میشم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :