تبلیغات
سلام بر صبح - تعارف

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

جمعه 22 مهر 1390

تعارف

نویسنده: سعید صدرائیان   

سوار یکی از ون های نمایشگاه شدم
جا برای نشستن نبود
ایستاده بودم سر پا
یهو یکی از جوون ها بلند شد و گفت:
حاج آقا بفرمائید بشینید
.
.
یعنی توی این چند وقت اینقدر پیر شدم؟؟


بعد نوشت: سر صبحانه محاسن سفیدم را شمارش می کردند




نظرات() 
سنجاق قفلی
شنبه 23 مهر 1390 12:02 ب.ظ
آدم ها زود پیر می شوند. الما زودتر از آن یادشان می رود که به پیر شدنشان فکر کنند. چه خوب که شما زودتر یادتان آمده!
سلام
جمعه 22 مهر 1390 03:25 ب.ظ
پ ن پ...
همون جوون 20 ساله 10 سال قبلید...
میخوایم تازه واستون آستین بالا بزنیم...

خو پیر شدید دیگه خووو..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :