تبلیغات
سلام بر صبح - مولای من

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

یکشنبه 24 مهر 1390

مولای من

نویسنده: سعید صدرائیان   

این دوبیتی رو به وقت سفر آقا به قم سرودم
این چند روز دوباره به چرخش در آمد
بد ندیدم که این جا هم دوباره اون رو بنویسم


شهر تهران ز تو و از دل و دلبر خالیست
عشق برگرد که حال من و دل طوفانیست

وقت آنست که با حضرت حافظ خوانیم
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

نظرات() 
من ام دیگه
دوشنبه 25 مهر 1390 05:25 ب.ظ
سلام.
من که نتونستم دوریشو تحمل کنم.
هم وقتی رفتن قم ، رفتم قم هم وقتی رفتن کرمانشاه.یه چند روزی اونجا بودیم و زیارتشون هم کردیم.
تو گیلانغرب.
هر کی باهامون حرف میزد میدید لهجه نداریم میگفتن از کجا اومدین؟ میگفتیم تهران.میگفتن آقا که همیشه تهرانه.چرا اومدید اینجا؟میگفتیم اون شهر بی آقا جای موندن نیست.نفس آدم میگیره.
ای خراب شی تهرون!!!!
یاس
یکشنبه 24 مهر 1390 09:06 ب.ظ
سلام
نطقتون گویا...
بسیار عالی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :