تبلیغات
سلام بر صبح - رگ اشک

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

پنجشنبه 10 آذر 1390

رگ اشک

نویسنده: سعید صدرائیان   

وقتی که تو از رگ گردن به من نزدیک تری
پس به جای فریاد در حنجره، بغض در گلو می ریزم
و تو هم زود اعلام وصول می کنی!!
با اشک . . .
این روزها فقط برای قتیل العبرات


بعد نوشت: وقتی سری نباشد رگ گردن خون گریه می کند

نظرات() 
کاغذ و قلم
جمعه 5 اسفند 1390 05:47 ب.ظ
بغض های من اما اشک نمی شوند
باد کرده ام از این هجوم غم
علی
چهارشنبه 23 آذر 1390 06:43 ب.ظ
عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :