تبلیغات
سلام بر صبح - خداحافظ حلال کنید

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

دوشنبه 4 بهمن 1389

خداحافظ حلال کنید

نویسنده: سعید صدرائیان   

سلام خیلی ها دوست داشتن برن کربلا که الان تو بهشت میهمان آقای بی کفنمان هستند
آن زمان کربلا رفتن خون می خواست
ما هم فردا (اربعین) رهسپاریم.
تصمیم ندارم این پست طولانی بشه
حلالم کنید
شاید!

هر شهید کربلایی دارد که خاک آن کربلا تشنه خون اوست ، و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا رسد و آنگاه خون شهید جاذبه ی خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...





نظرات() 
روح الله روان
چهارشنبه 20 بهمن 1389 05:50 ب.ظ
سلام سعید جان قبول باشه انشاالله.خدا به ابروی شما به ماهم توفیق بده .کربلایی دعامان کن.یاحسین
پریسا
سه شنبه 19 بهمن 1389 07:09 ب.ظ
سلام.برگشتید؟زیارت قبول.
رهگذر
دوشنبه 18 بهمن 1389 05:59 ب.ظ
زیارت قبول!
پریسا
یکشنبه 10 بهمن 1389 08:57 ب.ظ
سلام.یعنی الان کربلایید؟واای خدایا کاش زودتر اومده بودم التماس دعا میگفتم.به هر حال سفر بی خطر انشالله.زیارت هم پیش پیش قبول.
شهادت نصیبتون.یا علی
موسویان نورافكن
شنبه 9 بهمن 1389 02:12 ب.ظ
سلام در پناه شهدا باشید
سربازی رهبری آرزوی خیلی ها بود ...
مستقیم باشید
رضوانی
جمعه 8 بهمن 1389 11:22 ب.ظ

التماس دعا
massuod-q2
چهارشنبه 6 بهمن 1389 10:28 ق.ظ
موفق و موید باشید.
اجرتان با فاطمه زهرا
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
سیدی
سه شنبه 5 بهمن 1389 04:03 ب.ظ
سلام
وبلاگ زیبا و پر محتوایی داری
امیدوارم موفق باشی
با (بگذار شیعه بودن خود را، با شهادت در کربلا ثابت کنم) به روزم
m p
سه شنبه 5 بهمن 1389 02:40 ق.ظ
حاجی جان
سلام
خوش به حالت
کی میگه دنیا آخر نداره؟
کربلا آخر دنیاست به خدا
الان که فکر می کنم دو سال پیش اربعین کربلا بودم
چقدر دلم میسوزه
فکر می کنم که کاش کمتر می خوابیدم
کمتر بین جنس های بن جل می گشتم و خودمو کمتر اسیر سوغاتی ها می کردم اگه این کار ها رو می کردم بیشتر برده بودم
تو کربلا و نجف شیطون تو بازاره
هر کس می ره پیشش کاملا مشغولش می کنه
خلاصه حاجی خواستم بگم که مواظب آفت ها باش
حاجی همه مریض ها، شیمیایی ها و جانبازها رو دعا کن
ما رو هم اگه دوست داشتی دعا کن
من هم ثبت نام کرده بودم
اما چون یه بار رفته بودم دیگه نمی تونستم دوباره برم
امیدوارم به سلامت بری و برگردی
التماس دعا
صدیف عطایی
سه شنبه 5 بهمن 1389 12:02 ق.ظ
امروز وقتی شماها رو با آن شور و هیجانی که بین شماها بود برای رسیدن به آن آرزوی همیشگی زندگی(زیارت کربلا) تو دانشکده میدیدم و همه اش به یاد سفر کربلای پارسال خودم که با بچه های دانشکده رفتیم می افتم و به خودم میگم عجب سفری بود . چه زود گذشت و الان پس از گذشت یکسال از آن سفر فقط خاطراتش مانده است. اینجاست که باید گفت "و ناگهان چه زود دیر میشود."
امیدوارم سفری سرشار از وصال یار و معنویت داشته باشید و از لحظه لحظه ی آن کمال استفاده را بنمایید. فقط خواهشی که دارم اینکه در آن لحظه که وارد حرم امام علی (ع) و آقا امام حسین(ع) میشید و حال خوشی بهتان دست میده این بنده ی حقیر رو هم از دعای خیرتان فراموش نکنید.

و من الله التوفیق
برادر کوچک شما
دوشنبه 4 بهمن 1389 09:04 ب.ظ
در کربلا همه زیبای ها با چشم معرفت دیده خواهد شد.کاش چشم ما هم از این همه زیبایی بی نصیب نماند.
التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :