تبلیغات
سلام بر صبح - رسیدن از مسیر جنوب

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

شنبه 13 فروردین 1390

رسیدن از مسیر جنوب

نویسنده: سعید صدرائیان   

عزیزی گفت: چرا؟
و پاسخ من این بود: مگر دیوانه ندیده اید؟
و اما اصل ماجرا
به فاصله ی کمتر از یک هفته شهدا دو بار ما را طلبیدند به شلمچه که جای پدر ماست و اروند که برادرمان
اما دو کوهه قصه ای دیگر داشت
هم در رفت میهمانش می شویم و هم در برگشت
و به این ترتیب همیشه دو برابر زیارتش می کنیم
سلام من به دو کوهه ....... به آستان رفیعش
حاج منصور این را برای مدینه خوانده بود و من همیشه برای دو کوهه می خوانم
بگذریم
شلمچه ایستاده است و مظلوم و این ها را از کربلای پنج به ارث برده است.
می ایستیم
هر چند در اوج مظلومیت
اروند می رود در اوج هیبت و این ها را از والفجر به یادگار دارد.
می رویم
بگذار پلاک هایمان را از دهان کوسه ها در بیاورند.
ما تنها موجوداتی هستیم که چند بار متولد می شویم
در کوه نور، در برکه ی غدیر، در کوچه های مدینه (در متن اصلی چیز دیگری نوشته بودم اگر چشمانت تر شد باید حدس زده باشی)، در ظهر عاشورا، در سرداب، در پانزده خرداد چهل و دو، در بهمن پنجاه و هفت، در فتح خرمشهر، در کربلای پنج، در جزر و مد اروند.
این ها همه تاریخ تولد های ما هستند.
برای همین همواره جوانیم
راستی الان حدود یک سال و نیم داریم یعنی از نهم دی ماه هشتاد و بصیرت
و می رویم تا با شلمچه عهد ببندیم که کربلای پنج و کربلای رنج، گنج ماست
و مگر سید مرتضی نگفته بود که هر شهیدی را کربلایی است که تشنه ی خون اوست
ما شماره های کربلاهامان پایانی ندارد تا کربلای ظهور
و اروند
ای مهربان ترین برادر ما
از صیغه ی اخوتمان سال هاست که می گذرد
راستی
هنوز پلاکی با خود داری که مادری را شادمان کند یا نه؟
آنها که خوراک کوسه ها شدند و رفتند.

نه ماندند!
اروند عزیز می دانی که

خیلی وقت است که ترس ما از کوسه ریخته شده است
اصلا نسل ما مبارزه با کوسه و بچه کوسه را خوب یاد گرفته است.
به یاد داری که چقدر پلاک شهید از شکم کوسه در می آوردیم و در می آوریم.
اروند عزیز

دعا کن برای ما
دعای برادر مستجاب است
یا اخا ادرک اخاک

نظرات() 
الیاس
چهارشنبه 5 مرداد 1390 10:59 ق.ظ
قلم حقی داری سعید ...
بنده خدا
یکشنبه 21 فروردین 1390 06:56 ق.ظ
شهادت قسمت ما می شد ای کاش
پاسخ سعید صدرائیان :
ای کاش
بسیجی
شنبه 20 فروردین 1390 06:59 ق.ظ
یک بار در وبلاگ الله کرم نوشتید
شهید بهشتی:
انقلاب به جز خون دادن خون خون دل خوردن هم می خواهد.
خوشحالم هر دو نصیب شما شده است.
پسر آدم دختر حوا
جمعه 19 فروردین 1390 05:29 ب.ظ
دل قوی دار که بنیان بقا محکم از اوست


دعاتون می کنم
حیلی
پاسخ سعید صدرائیان :
ممنونم
خیلی
...
جمعه 19 فروردین 1390 04:18 ب.ظ
اینو شنیدی داداش سعید :

سری به این خسته بزن
بابا
بابا
حسین ...

همین !
پاسخ سعید صدرائیان :
ببین شده اشهد من
بابا
بابا
حسین ...
.
.
.
ناز تو از سر نی نیز کشیدن دارد
والسلام!
الله کرم
جمعه 19 فروردین 1390 12:53 ب.ظ
گفتم کجا؟گفتا به خون
گفتم چرا ؟گفتا جنون

و به قول ذاکر عقل از سر من پریده و دیوونگی جا گرفته حرف اگه داری با خدا بزن عقل منو خدا گرفته .

و اینکه

دوکوها السلام ای خانه ی عشق
سلام ما به تو می خانه ی عشق

دوکوهه از چه چون ویرانه هستی
توخالی از گل و پروانه هستی
بچه ی مطالعات
پنجشنبه 18 فروردین 1390 11:47 ب.ظ
سعید جان
چقدر دل گنده ای شما موضوعی بوده و اینقدر مخفی کردید از ما؟
نبینم دل خوریت رو
ما یاد گرفتیم هوای داداش بزرگترمون رو داشته باشیم
شما یه هو بکشی ما به خط می شیم ها!
انا مجنون الحسین
پاسخ سعید صدرائیان : یواش یواش دارم تصمیم می گیرم پیام هایی از این دست رو دیگه تأئید نکنم
دعا کنید
برای همه تا عاقبت به خیر شیم
الغدیر
پنجشنبه 18 فروردین 1390 11:31 ب.ظ
تو قامت بلند تمنایی ای درخت
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالایی ای درخت
دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار
زیبایی ای درخت

وقتی که بادها
در برگ‌های درهم تو لانه می‌کنند
وقتی که بادها
گیسوی سبز فام تو را شانه می‌کنند
غوغایی ای درخت

وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است
در بزم سرد او
خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

در زیر پای تو
اینجا شب است و شب زدگانی که چشمشان
صبحی ندیده است
تو روز را کجا؟
خورشید را کجا؟
در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

سر برکش ای رمیده که همچون امید ما
با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت
پاسخ سعید صدرائیان :
ممنون برادر
این سیاه مشق هم تقدیم شما

من
همچو تک درخت بیابان حیرتم
من
یک جدا شده از جنگل حیران قسمتم
من
با شما شبیه غزل های واپسین
من
بی شما چو جام پر شده با درد و حسرتم
من
یک درخت
تو بیا رودخانه باش
من تک درخت
تو و این آشیانه ات
روزی شبیه قاصدکی پر چو واکنم
سنگین ترین پرنده ی عصیان کثرتم

*ادامه دارد*!!!!
س م س
پنجشنبه 18 فروردین 1390 07:47 ب.ظ
این مطلب قبلی و پاسخ شما یعنی چی؟
حاج سعید فدایی داری ها!!
من هم احساس می كردم مدتیه شادابیه قبلی رو ندارید
همه جوره رو ما حساب كن
پاسخ سعید صدرائیان : فقط دعا برادر
فقط دعا
.
.
هر کس بد ما به خلق گوید
ما چهره ز غم نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
یكی شبیه شما
پنجشنبه 18 فروردین 1390 07:20 ب.ظ
از مطالبتان استفاده می كنم
صداقتتان قابل تقدیر است
اما مدتی است شیرینی كلامتان از بین رفته است
گویا ذائقه تان تلخ شده است
موضوع چیست برادر؟
پاسخ سعید صدرائیان : مرد را دردی اگر باشد خوش است.
ممنون از لطف شما
دعا كنید برایم
زیاد
لطفا
110
چهارشنبه 17 فروردین 1390 07:22 ب.ظ
سلام
من هم با نظر سلمان موافقم
پاسخ سعید صدرائیان : سلام
من هم با جواب خودم موافقم
سلمان
چهارشنبه 17 فروردین 1390 05:48 ب.ظ
سلام
همواره رزمنده باشید
نمی دانم چرا به اسلام و انقلاب و آقا هر کی توهین کنه حرفی نیست به بعضی ها از گل نازک تر بگی همه شاکی می شن
یا حسین
پاسخ سعید صدرائیان : ممنون برادر
آخه توقع از ما بیشتره
یا علی
همراه
سه شنبه 16 فروردین 1390 10:33 ب.ظ
سلام .ممنون شدیدا دل رو هوایی کردین.انشاءالله کل سال 90 مثل روز های آغازینش براتون پربرکت باشه.
بنده هم به لحاظ سیاسی همراه شما هستم نه مقابل.(با برداشت از مطالبتون) اما حیفه که با عدم رعایت ادب اصل فکر وعقیده رو زیر سوال ببرید.الگو اگر آقا و امام(ره)هستند وظیفه پیروی از روش ایشان است. پاسختان به ؟؟؟ قانع کننده نبود.ونیز"از جملات آقای ما چماق درست نکنید ..." خط کشی کردن وجدا سازی خودتان از مخاطب زیبا نیست چه اینکه احساس تملک به آقا هم از آن برداشت می شود.
موفق باشید وزیارتتون قبول.
یا علی.
پاسخ سعید صدرائیان : سلام همراه
ممنون از نظراتتون
مدت ها بود دلم برای همچین ادبیاتی تنگ شده بود
متشکرم
یا علی
حسام
سه شنبه 16 فروردین 1390 07:41 ق.ظ
خوش به سعادتت
.
.
.
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
پریسا
دوشنبه 15 فروردین 1390 10:20 ب.ظ
راستی شما که توی بحث قبلی وبلاگ ما شرکت نکردین.موضوع جدید تازه مطرح شده.خوش حال میشیم از نظراتتون استفاده کنیم.
منتظرم.
یا علی
پریسا
دوشنبه 15 فروردین 1390 10:19 ب.ظ
سلام برادر.پاک دل مارو هوایی کردین که!شما هم عجب آدم با توفیقی هستین ها.تازه کربلا بودین.شهدا بوی کربلا رو خوب میشناسن که شما رو دعوت کردن.خوش به سعادتتون.
التماس دعا
"مستشهدین بین یدیه"باشید.
یا علی
داداشی
دوشنبه 15 فروردین 1390 06:42 ق.ظ
اروند
برادر ما
برادر برادرت را دریابب .
.
.
.
.

احسنت
آوینی
دوشنبه 15 فروردین 1390 06:34 ق.ظ
چقدر دل سوخته خریدنی تر است

سعید جان

دله سوخته گران تر است

دلت چند؟
مجتبی
دوشنبه 15 فروردین 1390 12:08 ق.ظ
سعید جان سلام
قلمت مانند منشت زیباست. اما من هم گاهی مانند آن دوستمان که متن کلام گهربار آقا را برایت گذاشته بود دلم می گیرد. هر وقت جایی صحبت از آن ... می شود یاد آن بخشی از وصیت نامه پیرسفرکرده مان میفتم که شکوه کرده بود از ظلم بیوت آقایان به اسلام و اولویت بخشیدن به نزدیکان نسبت به اسلام عزیز و نظام مظلوم جمهوری اسلامی. مدت ها امید داشتیم که تذکر بدهند به فرزندانشان اما نشد که نشد
مجتبی
دوشنبه 15 فروردین 1390 12:08 ق.ظ
سعید جان سلام
قلمت مانند منشت زیباست. اما من هم گاهی مانند آن دوستمان که متن کلام گهربار آقا را برایت گذاشته بود دلم می گیرد. هر وقت جایی صحبت از آن ... می شود یاد آن بخشی از وصیت نامه پیرسفرکرده مان میفتم که شکوه کرده بود از ظلم بیوت آقایان به اسلام و اولویت بخشیدن به نزدیکان نسبت به اسلام عزیز و نظام مظلوم جمهوری اسلامی. مدت ها امید داشتیم که تذکر بدهند به فرزندانشان اما نشد که نشد
روح اله روان
یکشنبه 14 فروردین 1390 03:19 ب.ظ
سلام سعید جان
سلام خدا بر فکه من دلم می خواد برم اونجا زندگی کنم. یاعلی
سید مهدی موسوی
یکشنبه 14 فروردین 1390 12:25 ق.ظ
به قول خودت
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
یار دبستانی
یکشنبه 14 فروردین 1390 12:05 ق.ظ
دلمون واسه قلمت تنگ شده بود مشتی
؟؟؟
شنبه 13 فروردین 1390 06:07 ب.ظ
"خیلی وقت است که ترس ما از کوسه ریخته شده است
اصلا نسل ما مبارزه با کوسه و بچه کوسه را خوب یاد گرفته است."
در مورد این جمله نکته ای یادم آمد:
عزیزی فرمودند:
فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، یكى از آن چیزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این كار علاوه بر اینكه فضا را آشفته میكند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد - كه امروز احتیاج به این آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگین میكند. من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اینها بدانند، كارى كه میكنند، كار درستى نیست. مخالفت كردن، استدلال كردن، یك فكر سیاسى غلط یا یك فكر دینى غلط را محكوم كردن، یك حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسى، یك حرف دیگر است؛ ما این دومى را به طور كامل و قاطع نفى میكنیم؛ نباید این كار انجام بگیرد. متأسفانه بعضى این كار را میكنند. من بخصوص به جوانها توصیه میكنم. بعضى از این جوانها بلاشك مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خیال میكنند این وظیفه است؛ نه، من عرض میكنم این خلاف وظیفه است، عكس این وظیفه است.
پاسخ سعید صدرائیان : منظور این بود
در جنگ نظامی کوسه های بعثی جوان های ما را بلعیدند
در جنگ فرهنگی و اقتصادی کوسه های فرهنگی و اقتصادی
اسم مبارک شون رو اوردن منجر به لرزیدن استوانه های نظام می شه!!
در ثانی دوستان در پرده می گویم سخن
در ثالث! جلد مجله ی فارین پالیسی بعد از انتخابات ریاست خبرگان را نگاه کنید این عنوان برای ایشان اصطلاح سیاسی است و توهین نیست، حداقل منظور من توهین نبوده است.
رابعاً از جملات آقای ما برای ما چماق درست نکنید که مولای ماست خامنه ای
خامساً و سادساً و . . . این ها بماند برای جواب به پاسخ احتمالی شما
علیرضا
شنبه 13 فروردین 1390 03:50 ب.ظ
سلام سعید جان
خیلی زیبا بود آخرین روز تعطیلات سال نو دلمون هوایی شد . ضمنا هرچندکه دیره ولی سال نو مبارک .
یاعلی ع
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :