تبلیغات
سلام بر صبح - دیالوگ دو یار با زبان قیصر شعر پارسی قیصر امین پور

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

اول:

با توام!
ای لنگر تسکین!
ای تکان های دل!
ای آرامش ساحل!
با توام!
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیف های آفتابی!
ای کبود ارغوانی!
ای بنفشابی!
با توام، ای شور، ای دلشوره شیرین!
با توام، ای شادی غمگین!
با توام، ای غم، غم مبهم!
ای نمی دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...!
نه جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!

دوم:

سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله
سه شنبه
چرا این همه فاصله !
سه شنبه
چه سنگین ! چه سرسخت! فرسخ به فرسخ !
سه شنبه
خدا کوه را آفرید !

نظرات() 
الله کرم
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 12:31 ق.ظ
سلام سعید جان

شاعر میگه(دقیق نمیدونم اسمش چیه نمیدونم حافظه یا سعدی)
شاعر میگه :
حالا روزا همشوووون سه شنبهن
لعنت خدا به این سه شنبه هاااا
(نه نشد،برگرد قشنگ با ریتم ملایم بخون)
پاسخ سعید صدرائیان : سه شنبه!
کلا هر کی دور و ور ماست یا سه شنبه روز وصلشه یا هجرانش
.
.
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جاده ی سه شنبه شب قم شروع شد
محمد ب
سه شنبه 30 فروردین 1390 10:55 ب.ظ
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من , من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد , من نه عاشق هستم نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید , من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگیم می فهمد
پاسخ سعید صدرائیان : محمد جان
خوووووووووووووبی؟
سید مهدی موسوی
سه شنبه 30 فروردین 1390 10:19 ب.ظ
خواستم شکوه کنم به دلم بد آمد
یادم افتاد کسی هست که خواهد آمد
پاسخ سعید صدرائیان : ادامه اش می گفتی سید جون
حتم دارم کلماتش همه باران هستند
حرف هایش به دل آنگیزی قرآن هستند
عطر هر گل چو مسیح از نفسش می بارد
چه شبی می شود آنشب که عَلَم بردارد
دوستدار شما
سه شنبه 30 فروردین 1390 02:00 ق.ظ
خدایش بیامرزد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :