تبلیغات
سلام بر صبح - شروعی دوباره

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

سه شنبه 13 اردیبهشت 1390

شروعی دوباره

نویسنده: سعید صدرائیان   

سلام

خواستم  بنویسم "دیدید باز شد"!

خواستم از ماجرای ققنوس بنویسم!

یعنی خواستم از باز شدن دوباره وبلاگ برایتان بنویسم!

خواستم از دلیل فیلتر شدنم بنویسم و بند "واو" را برایتان شرح دهم!

خواستم از کل کل خنده دارم با مسئول فیلترینگ و البته خنده های ایشان بنویسم!

خواستم از این 11 روز کذایی بی سابقه در ایران اسلامی بنویسم

ولی

نه

می خواهم از غربت یک مرد بنویسم

و از اینکه در ماجرای 11 روز اخیر ـ که با اصل و فرعش کاری ندارم تا تاریخ آن را مشخص کند ـ

فایده ای بود کثیر

دوباره یادمان آمد

که خیمه ی انقلاب کجاست

دوباره فهمیدیم

که حول کدام محور بایستی جمع شویم

دوباره همه به هم تذکر دادیم:

"نکند مکر بنی ساعده تکرار شود

که علی در قفس خانه گرفتار شود"

این بار شاید همه یاد گرفته باشیم که اگر باید زلفی را به زلفی گره زد

چه جایی بهتر از خاک کوی ولی

آنجا که

"دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی"

راستی به قول احسان عزیز که این روزها زائر کربلاست

"به همه بگید":

چشم من و امر ولی

جان من و سید علی

نظرات() 
الیاس
چهارشنبه 5 مرداد 1390 10:45 ق.ظ
بابا به این محسن غ بگو بس کنه این حرفهارو . (کد شناسایی) . بزرگ شده دیگه . بچه اش هم سن منه دیگه ...
سید محمد
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 02:50 ب.ظ
آدمیزاد فقط وقتی می‌تواند کسی را دوست داشته باشد،
که اولا حداقلی دوستدار خودش باشد...

خواستم بگویم با این حساب تعجب نکن؛
اگر فرداروز جایی از من اینطور خواندی که

از همه متنفرم!
پاسخ سعید صدرائیان : سید جون برای متنفر شدن از خودت خیلی راه داری
مگر اینکه تصمیم به هم مسیری با ما گرفته باشید!
توکل کن!
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 10:50 ب.ظ
یک قسمت نظر سنجی قرار دهید مطالب گذشته را ارشیو کنید و یک قسمت مطالب درخواستی اضافه کنید یک فکری به حال حجم زیاد وبلاگ بکنید
م
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 10:49 ب.ظ
استاد عزیز جناب آقای صدراییان سلام علیکم
امیدوارم در این مدت اندکی که شما راهنما و معلم ما بوده اید از دست ماومن رضایت داشته باشید
نشد که خسته نباشیدید بگوییم و حلالیت بطلبم البته امیدوارم باز شما را در صحنه های دیگر ببینم و بدانید یاد شما کم و بیش با ماست با توجه به این ما عازم هستیم امیدوارم اخلاص من در نوشتن متن را درک و مارا حللال کنید موفق و سربلند و دعا گوی بچه های ایران سازندگان فردا باشید
پریسا
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 05:55 ب.ظ
پس از 33 سال ...

آرمان جمهوری اسلامی و...

حقیقت جمهوری اسلامی

امروز ما صاحب كدامیك هستیم ؟

آیا این جمهوری اسلامی همان است كه آرمان امام خمینی (ره) و هدف انقلاب بود ؟

اگر نیست ، موانع رسیدن به جمهوری اسلامی ایده آل چیست ؟

نقش مردم در این میان كجاست ؟ و ایضا دولتمردان ...

و...

منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم

همون
جمعه 23 اردیبهشت 1390 05:52 ب.ظ
یک عالمه کاغذ پاره از خاطراتم به جا مانده .
دارم فکر می کنم چطور این ها را وبلاگ کنم؟!
یکی کمک کنه!
پاسخ سعید صدرائیان : سلام
بی خیال گذشته ها
قول می دم
از امروز هم اگر شروع کنی
چند روزی نگذشته
همه ی صفحات وبلاگت پر می شود
فسد
جمعه 23 اردیبهشت 1390 05:43 ب.ظ
مگه من خلق کردم که من مواظبش باشم؟
خودت خلق کردی چشمت روشن خودت هم مواظبت کن

بی‌خیال تدبیر و هر چیز دیگه
حالا اینکه تدبیر مخلوق کیه دیگه به من ربطی نداره

تکلیف هر کس قد وسعتشه

مگه نه؟

همین!
سلام
جمعه 23 اردیبهشت 1390 05:15 ب.ظ
قدم‌های پاک کودکیت را
روی چشمان من بگذار

کودکی

راستش هنوز هم دلم هواییِ روزهای بی هواست...
روح اله روان
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 06:11 ب.ظ
سلام برادرم سعید جان .ما دلمان بیشتر تنگ شده کم سعادتیم چه کنیم. از بس اله کرم حرفای خفن می زند همه مونو فیلتر می کنن. التماس دعا
پریسا
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 09:28 ق.ظ
سلام.به روزم با شهید ولایت مدار.
یا علی
محمد علی
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 12:19 ق.ظ
چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد

تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
پاسخ سعید صدرائیان : یک نکته بیش نیست غم عشق و وین عجب

از هر زبان که می شنوم نامکرر است

حافظ
ABC
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 12:04 ق.ظ
صدای كوبیده شدن دستهای اقیانوس بر تاروپود سنگهای جزیره احساس می شود.
میزبانی كه همیشه در تقلای شكستن سكوت محض جزیره ناكام می ماند.
گوش كن آواز تنها مهمانان فصلی جزیره ام شنیدنیست؛پرستوهای مهاجر...
بیا...بشنو...بمان... ای سراپا همه شور...
من به دنبال رهایی ز سكوت با تو خشنودترینم... تو بمان...
پریسا
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 03:10 ب.ظ
سلام.خوش حالم که باز شدید.
"جانم فدای سید علی"
یا علی
ای خدا...
شنبه 17 اردیبهشت 1390 10:11 ب.ظ
درد ما درد مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
ف س
شنبه 17 اردیبهشت 1390 05:35 ب.ظ
مادر دو بخش دارد،
ما و در ،
ما هرچه می کشیم از (بخش دوم) است!!!
پاسخ سعید صدرائیان : .
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
تالمات
شنبه 17 اردیبهشت 1390 02:39 ق.ظ
وب سعید فیلتر است
مسببش عنتر استخوب بود؟؟

پاسخ سعید صدرائیان : واسه همین حرف های شماست که فیلترمون کردند دیگه!!!!
الله کرم جان
م ش
شنبه 17 اردیبهشت 1390 12:45 ق.ظ
به خانه که رسید، نفس نفس می زد.1
انگار تمام راه را دویده بود.1
با عجله وارد شد و تا داخل خانه را سرآسیمه طی کرد.
با دیدن همسرش دلش آتش گرفت، ایستاد، به آرامی جلو رفت و در کنار بسترش نشست.1
دست او را در دستهایش گرفت و پرسید:
بانوی من! چرا گریه می کنی؟1
جواب داد: شرمنده علی جان! کاری از دستم بر نیامد...1
یا زهرا(س)
حدس بزن!
جمعه 16 اردیبهشت 1390 06:39 ب.ظ
لحظه ای که

سکوت تو

آواز می خواند

تنهایی من

دوباره

ساز زنگ زده اش را

کوک می کند
پاسخ سعید صدرائیان : حدس نمی زنم!
خیلی وقت است تمام حدس هایم اشتباه از آب در می آید
ولی
این را بدان:

هردم بغض گلویت را فشرد
و چشمهایت تر شد
یاد من خواهی افتاد
نه تو
که تمام اشکهـــــا
مرا
خوب میشناسند ...
سنجاق قفلی
جمعه 16 اردیبهشت 1390 01:21 ب.ظ
سلام.
الحمدلله که دشمن شاد نشدیم و به قول شما فمهیدیم که باید دور کدام محور جمع شویم....
پاسخ سعید صدرائیان : سلام
بله خدا رو شکر
ممنون که سر زدید
ما که فعلا با همسر بزرگوارتون روزهای خوشی را سپری می کنیم. به قولش! الان نمی دونیم تو میز ایران تو وزارت خارجه ی آمریکا چه سردرگمی ای حاکمه

پسر آدم دختر حوا
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 11:18 ب.ظ
داشتی خودت را به خاطر من به کشتن می دادی عزیزم!

راستی حال «محسن» چطور است؟!!!
پاسخ سعید صدرائیان : من یک زره برای جهازش فروختم
او عزم جزم کرده بمیرد برای من!
اگه گفتی؟
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 11:15 ب.ظ
من دلم تنگ کسی است
که به دلتنگی من می‌خندد
باور عشق برایش سخت است
ای خدا باز به یاری نسیم سحری
می‌شود آیا دل به نازک‌دل من بربندد؟!
پاسخ سعید صدرائیان : به یاد روزهای بی غم و غصه ی دبیرستان دانش!!
ارادتمند عزیز
س
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 10:02 ب.ظ
سلام.
اول باید روز و هفته معلم رو به شما تبریک بگم.
و اما بعد!!!!!!!!
بالاخره اینها شاید هم از برکات آشتی حاج محمود خودمونه!!!
به هر حال بازگشایی مجدد وبلاگ مبارک باشه.....
ان شاء الله خبرها از این به بعد حول محورهای اصلی بچرخه.
موفق باشید.......
مصطفی قمشه
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 06:01 ب.ظ
سلام برادر خیلی خوشحال شدم دوباره سایتتان باز شد بقول خودتان همه چی را باید معیارش رهبری دانست همان طور که آیت الله خاتمی در نماز جمعه فرمودند ما اگر به کسی اعتماد می کنیم و رأی می دهیم فقط به خاطرآن است که در پشت سر رهبری و امر ولی زمان باشد ولی به غیر از این آن شخص یا گروه هیچ اعتبار از دید مردم ندارد.
علیرضا
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 05:32 ب.ظ
بسم رب الحسین ع
چشم من و امر ولی
جان من و سید علی
مریدان حضرت ماه را از های و هوی عالم چه باک که جان شیرین را بهر یک اشاره اش فدا کنند . دنیا بداند که ما بعد از پیر خمین با حضرت ماه منیر انقلاب بیعت کردیم . قالوا بلی را به حضرت ولی گفتیم تا در بهار آزادی که جای شهدا خالیست ، رکاب رهبر ما هیچگاه خالی نباشد .
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 01:03 ب.ظ
حضرت زهرا س فرموده اند
مثل امام مثل کعبه است که مردم باید به سوی او آیند نه این او به سوی آن ها برود
س.ب.س.م.ا.م
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 12:47 ب.ظ
آخر، شب سرد ما سحر میگردد
محسن غ
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 09:02 ق.ظ
سلام آقا سعید گل
کارت درسته.
ما پشت سرت هستیم، فقط خداییش عقب رو نگاه نکن ضایع میشیم !!!
ارادتمند

کد شناسایی:
یا امام رضا یا امام رضا یا امام رضا مولا
پاسخ سعید صدرائیان : مخلصیم محسن جان
سلام
به یاد ترک موتور شما
شب های ماه رمضون
یا امام رضا یا امام رضا یا امام رضا مولا
سید مهدی موسوی
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 10:29 ب.ظ
تقدیم به سعید عزیز:
فکر کردی چیست موزون می کند شعر مرا؟
در فدم برداشتن های تو دقت می کنم
پاسخ سعید صدرائیان : تقدیم به سید عزیزم:

آدم پیر می شود...
وقتی مادرش را صدا می زند و...
جوابی نمی شنود!
کبری احمدی
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 07:11 ب.ظ
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرب و بلا وقت نداریم
پاسخ سعید صدرائیان : ای کاش بقیه اش رو هم می نوشتید،
چون زیباست و خیلی دوست دارم این چند بیت را با اجازه ی شما کل شعر را می گذارم:
امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملا قات خدا وقت نداریم

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه یک قبله دعا ، وقت نداریم

در کوفه تن ،غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرب و بلا ، وقت نداریم

تقویم گرفتاری ما پر شد ه از زرد
ای سرخ ، گل لاله ، تو را وقت نداریم

هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ، ولی حیف که ما وقت نداریم
سلام
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 06:33 ب.ظ
وقتی گفتی باز می کنم فکر کردم قمپز در کردی
ولی نه حال کردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :