تبلیغات
سلام بر صبح - رویایی ترین خیابان

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

جمعه 3 تیر 1390

رویایی ترین خیابان

نویسنده: سعید صدرائیان   

دلم برای بین الحرمین خیلی تنگ شده، این چند ماه اخیر هر بار به یک دلیل جور نمی شه،
ابیات زیر بدون ویرایشه، ترجیح دادم چیزی رو تغییر ندم، هر چند قافیه و ردیف داره ولی اگر زحمت خوندنش رو کشیدید به حالت بحر طویل بخونید.




***
زیارت می کنم گلدسته را از دور، تا شاید
بریزد در دو چشمم یک بغل از نور، تا شاید
***
نگاهش با نگاه من اگر یک لحظه هم سو شد
دلم با عطر سیبی، با حرم یک لحظه هم بو شد
میان آن خیابان، اوج یک رویا، عمویم غرق ماتم شد
هنوز از علقمه فریاد می زد خیمه ها گم شد
گناه راه رفتن نیست خون بر چشم حاکم شد
که چشم مرکب و ساقی به خون دیده اش تر شد
و این سر تا ابد بر سینه و بر قلب ها حک شد
چرا آغوش زهرا اینچنین در علقمه وا شد
و  فریاد برادر با حضور یاس معنا شد
خجالت می کشید از اینکه مادر پیش پا، پا شد
***
دوباره گریه و اشک و دوباره نور، تا شاید
شود نزدیک راه دورتر از دور، تا شاید
که این تنها ترین زائر میان این دو تا گنبد
زیارت می کند با اشک، با لبخند تا شاید
***
تصور می کند شاعر درون این خیابان تا
ببیند آن سوار مشک بر دندان شتابان را
هنوز از گنبد و گلدسته اش لبیک می بارد
هنوز آن یک برادر بر لبان ماه می تابد

علیرضا
دوشنبه 20 تیر 1390 12:56 ب.ظ
سلام
سعیدجان من این شعر رو امروز خوندم
خیلی زیبا بود خیلی به دلم نشست
گفت آنچه از دل برآید لاجرم بردل نشیند
یه بنده خدا
یکشنبه 5 تیر 1390 12:47 ب.ظ
سلام اخوی وب خوبی دارید اگر مایل به تبادل لینک بودید اطلاع بدید
یا زهرا(س)
یکشنبه 5 تیر 1390 10:17 ق.ظ
السلام علیك یا مصباح الهدی
در كشتی هدایتت راهم ده و نجاتم بخش
سنجاق قفل
یکشنبه 5 تیر 1390 08:02 ق.ظ
تصور قشنگی بود....
ماتمکده
شنبه 4 تیر 1390 10:41 ب.ظ
یه خیابون بهشته
اسمش بین الحرمینه
...
دیار بحث و گفتمان
شنبه 4 تیر 1390 03:13 ب.ظ
حجاب ...




از پیدایش تا کنون ...

از نگاه ادیان توحیدی ...

از نگاه مکاتب غربی و شرقی ...

اختیار یا اجبار ...

زنان یا مردان ...

حجاب و پلورالیزم ...

حجاب و امنیت روانی جوامع بشری ...

و...

مدت زمان مشارکت در بحث ، یک ماه
منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم

پریسا
شنبه 4 تیر 1390 03:12 ب.ظ
سلام.بدون ویرایش اینه ویرایشش کنید چی میشه؟
دلم گرفت.من تا حالا اون خیابون و اون حرمین رو ندیدم.
خدا قسمت همه کنه.
"مستشهدین بین یدیه "باشید
یا علی
گمنام با نام
شنبه 4 تیر 1390 11:26 ق.ظ
همین ...

جوونی من به فدات حسین جون

کی میرسم به کربلات حسین جون

شایدم نرسم.
برادر کربلا رفتن با جاهای دیگه فرق داره .

آدم بره کربلا و برگرده فرق نکنه ...

آدم بره کربلا و آدم نشه ...

آدم بره کربلا و تشنگی،بی برادری،یتیمی رو درک نکنه ...

آدم بره کربلا و درک نکنه که حضرت زینب (س)گفت جز زیبائی چیزی ندیدم یعنی چی ...

آدم بره کربلا و ناله های مادر رو نشنوه ....

من که برم کربلا اول میرم دم فرات و باهاش دعوا میکنم ...

بعدش با جناب حر (ره) کار دارم. که چرا ...

و....

اگه باز رفتی دعا کن برای من و ما و آقا سید علی

سلام سعید جان
شنبه 4 تیر 1390 11:23 ق.ظ
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار

تا گفتم السلام علیکم ………. شروع شد !
سید مهدی موسوی
جمعه 3 تیر 1390 08:14 ب.ظ
روز ازل چون زدند قرعه مردی
قرعه درآمد به نام حضرت عباس
مرتضی
جمعه 3 تیر 1390 07:10 ب.ظ
احسنت

چسبید

ای کاش بعضی جاهاشو بیشتر کار می کردید محشر می شد
. . .
جمعه 3 تیر 1390 06:24 ب.ظ
یه خدا و
یه جهان و
یه خیابون
که بین الحرمینه ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :