سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

چهارشنبه 18 خرداد 1390

سیاسی ترین خاطره کودکی

نویسنده: سعید صدرائیان   

به سبک هر روز بهار و تابستان
زیر درخت آلبالوی حیاط
مادرم
زیلویی پهن می کرد تا صبحانه بخوریم
سفره را چیده بود
رادیو روشن بود
روی چهارپایه
من که فقط 8 سالم بود
چیزی نفهمیدم
از گریه های بلند بلند مادرم
وحید هم که تنها سه سالش بود گریه افتاد
التماس کردم
مامانی بگو چی شده
با بغض گفت
سعید امام مرد
همین!
.
.
.
فردا مهمان مرحوم دکتر مهرعلیزاده بودیم
اخبار گفت که خامنه ای بابای ما شده است
.
.
.
اشک های مادرم سیاسی ترین خاطرات کودکی من است

نظر شما غنیمت است!!() 

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات