تبلیغات
سلام بر صبح - مطالب فروردین 1391

سلام بر صبح

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

یکشنبه 27 فروردین 1391

سلام

نویسنده: سعید صدرائیان   

در این دهه، بعد از نماز، وقت سلام
اندکی بیشتر به سمت راست بچرخ و بگو
السلام علیک یا علی بن محمد ایها الهادی النقی یابن رسول الله

نظرات() 

یکشنبه 20 فروردین 1391

سخت تر

نویسنده: سعید صدرائیان   

سخت تر از رفتن یکی، اینه که نتونی بهش بگی نرو


نظرات() 

شنبه 19 فروردین 1391

فانتزی

نویسنده: سعید صدرائیان   

یکی از فانتزی هام اینه
نماز صبح، مسجد النبی
مکبر، قد قامت الصلوة . . . قد قامت الصلوة
نماز صبح به امامت حجت بن الحسن المهدی حفظه الله تعالی
مومنین و مومنات صفوف رو منظم کنن
بویژه اطراف مزار مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها

نظرات() 

پنجشنبه 17 فروردین 1391

مرام

نویسنده: سعید صدرائیان   

مادر بزرگ ما وقتی به رحمت خدا رفت، حدود 90 سالش بود، بعد از چند سال بیماری، همه گفتند: "دیگه راحت شد"
مادر بزرگ دیگر ما وقتی پر کشید، 18 سالش بود، بعد از سه ماه بیماری همه گفتند: "راحت شدیم"

درد نوشت: یادآوری مرام مردم مدینه ی پدرش

نظرات() 

سه شنبه 8 فروردین 1391

سیندرلا

نویسنده: سعید صدرائیان   

داشتم برای فاطمه قصه ی سیندرلا تعریف می کردم، با خودم یه فکری کردم
این افرادی که کفش هاشون رو توی مسجد یا هیات گم می کنن
شاید مورد پسند خدا و امام حسین قرار گرفتند
یه جورایی نشون شدند
فقط باید حواسشون باشه که
اون روزی که می خوان امتحان کنن
سایز دلشون تغییر نکرده باشه

نظرات() 

شنبه 5 فروردین 1391

سرسره

نویسنده: سعید صدرائیان   

برای نوشتن این مطلب کلی دل دل کردم
ولی بالاخره نوشتم
--------------------
چند روز قبل فاطمه رو برده بودم با پارک محله، تا یه ذره تاب و سرسره بازی کنه، هیچ کی نبود، یه جورایی پارک اختصاصی شده بود، موقعی که می خواست با سرسره بازی کنه، یه مقداری سنگ ریزه جلوی سرسره، ریخته بود، تا اون از پله ها می خواست بره بالا من اون سنگ ریزه ها رو کنار زدم تا جلوی سرسره نباشه، که اگر احیانا دستش به زمین خورد، زخم نشه، یهو دلم لرزید و چشمم گرم شد.

شاید اگر بنده ی خدا بشیم، اباعبدالله (ع) بشن بابای ما، حضرت هم که تجربه ی این کار رو دارند، خار و سنگریزه ها رو از سر راهمون بردارند.

بعد نوشت:  نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار تو را می کشد.  تا  تو زنجیر خاک  از پای اراده ات بگشایی.  و از  خود دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لا زمان و لا مکان  و ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت برسی

نظرات() 

سه شنبه 1 فروردین 1391

آرزو

نویسنده: سعید صدرائیان   

همه دوست دارن
این روزها در جوار آستان مقدس رضوی باشند

آرزو می کنم
سال آینده در حریم بیت مقدس مهدوی باشیم

نظرات() 

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :